|
الهام
تأكيد
كرد: "با تصويب دولت،
برای رعايت حال روزهداران و كمك به فعاليتهای
معنوی مردم، ساعت كار
ادارات در ماه مبارك رمضان، ساعت 14 تعيين شد."
پارهای
از فعاليتهای معنوی مردم بعد از انجام فعاليتهای مخلصانه اداری:
-
مسافركشی صلواتی همكاران اداره و عابران روزهدار تا بيخ افطار به هر
مقصدی
- خواندن
نماز قضای اموات به ثمن بخس در مساجد و حسينيهها
- ختم
روزانه يك سیام قرآن با فرمت mp3
- پخش نان
و پنير و سبزی وكيوم در ميادين و سر گذر
- سعی
نيابتاً در نمايشگاه قرآن تا مرز از پا افتادن، قربتاً الی الله
- حضور در
ترافيك فشرده و الكی تهران، جهت رسيدن به افطاری حاج حسن و پسران
- كسب
حضور قلب برای تماشا كردن مجموعههای تلويزيونی شبكههای پنجگانه بعد
از افطار
- ...
* * * * *
بعد
از شيفتهای مختلف پخش اخبار در شبكه اول و دوم از بدو خلقت تا به حال،
وفادارترين برنامه به كنداكتور پخش تلويزيون، همانا "ورزش و مردم" شبكه
اول است كه فكر كنم 27 سالی میشود كه يك نفس يكشنبه شبها میپخشد.
غير از زمانی كه "بهروان" مجری بود، "بهرام شفيع" جزء جدانشدنی دكور
برنامه است. اما غير از "شفيع" يك جزء ديگر هم خودنمايی میكند كه برای
نسل قديم بينندهاش كلی دلانگيز است؛ يك ميكروفون مكعب مستطيل زشت رنگ
و رو رفته با آن برچسب اموال سبز شبرنگی كه حداقل از آن طرف نمیگذارند
تا معلوم نشود. بعد از سالها پيشرفت علم و تكنولوژِی در عرصه
تلويزيون، هنوز از اعضای خانواده استوديوی نمیدانم شماره چند پخش شبكه
اول است و معلوم نيست بعد از اين همه سال اجرا و بردار و بگذار چطور
سالم مانده است. "بهرام شفيع" و اين ميكروفون شدهاند زوج هنری؛ مثل
"ايرج طهماسب" و كلاه قرمزی، يا "نگار استخر" و سنجد، يا "خاله سارا" و
چرا، يا ...
* * * * *
در راستای
برنامه "به رخ كشون"
و غيره و رفيق
شاكیاش، به رخ
میكشم؛ باشد كه آيندگان پند گيرند:
- متولد
بيمارستانی با حياط مصفا در ايتاليا (دو خيابان پايينتر از بلوار
كشاورز)
- دارای
ديد سينمايی از بدو تولد و چه بسا قبل از آن
- مالكيت
اولين دوچرخه با چرخ كمكی در خانواده
- ظهور
اولين عكس رنگی پلارويد خانواده، لای بوتههای گل پارك شهر
- خرشخرش
جويدن دانههای خشخاش (يا كنجد، يادم نيست) در زمان پهلوی معدوم
- شركت در
تظاهرات سال 57 به صورت هروله و كشان كشان در زمان معدوم مذكور
- تحصيل
در دبستان مختلط "هدف" به مدت نيم سال (كه چيزی هم از اختلاطش سرمان
نشد)
- عكاس
-
تصويربردار
-
تدوينگر
-
آهنگشناس (با تخصص شش و هشت شناسی)
- مستند و
گزارشساز
- از
سينمای درپيت ايران بدم میآيد
- شركت در
پشت صحنه يك برنامه تلويزيونی زنده بدون شام
- رفاقت
چشمگير با بعضی دوستان
- در صف
گذرنامه ستارخان، جلوی استاد "عزتاله انتظامی" ايستاده بودم (الف تا
دال در يك صف بودند)
- مصافحه
با "رضا صفدری"
- دعوت به
اكران خصوصی "آدم برفی"
- آشنايی
دورادور با "كوئينتين تارانتينو"
- ساخت
چندين مستند تكاندهنده در اعماق وجودم
- مسلط به
زبان مادری
- در يك
كنفرانس بينالمللی نزديك بود يك خانم خارجی دست بدهد
- قلم
بیمزدی در مطبوعههای ايران، عصر آزادگان، دوچرخه (ضميمه همشهری)،
گلآقا
- چاپ
نامهام و در پی آن ذوقمرگی در ماهنامه "فيلم"
- نگهداری
دستنويس مرحومين "كيومرث صابری" و "محمد پورثانی" خطاب به خودم
- صحبت
سرپايی تلفنی با "نيما بانكی"
- شركت در
مراسم شام و ناهار باشگاه بانك مركزی، ماهی يكی دو بار
- شنونده
نيمبند "روی خط جوانی"
- دارندگی
يك خط سيار و دو سه خط ثابت مخابراتی با بوق
- ثبت
اكانت ياهو وقتی ملت همه دنبال آتاری بودند
- رفاقت
با برادرزاده همسر "بهمن فرمانآرا"
- افتخار
همكاری با يك مشت شهرداریچی در مقطعی خاص
- عضويت
در باشگاه علاقهمندان "بيل را بكش، جلد دوم"
- كم حرف
- تورق
يكی دو كتاب جلف "ر-اعتمادی"
- اظهار
تأسف و ابراز تألم از وقوع زلزله شهر تاريخی "بم"
- دارنده
همزمان گواهينامه و كارت پاركينگ باشگاه انقلاب
- چندين
بار آفيش شدن از در خيابان جام جم
- دارای
حداقل تعداد missed call
- قابليت
شناگری بدون استفاده از دماغگير
- شركت در
چندين برنامه حاجیخوران
- دارای
نسبت سببی با مربی بدنساز تيم ملی فوتبال
- عضو
افتخاری منزل مادری
- يك بار
كله "هوشنگ كلمكانی" را از لای در اتاقش ديدم
- دارای
حسن نتيجه آزمايشگاه و چكاپ پزشكی
- تردد
آزادانه با ماشين شخصی در روزهای پنجشنبه تا سر ميدان فاطمی
- استفاده
از تسهيلات بيمههای معتبر در آن واحد
- پیگير
اخبار انواع جشنوارههای سينمايی
- آشنايی
با دوبلورهای معروف از روی صدایشان
- بين
دوستان، مشهور به "اسپيلبرگ"ام
- دريافت
و ارسال حدود چند ده sms از و به "جلال سميعی"
- صعود و
فرود موفق طی بيش از ده ساعت پرواز با خطوط هواپيمايی داخلی بدون سقوط
(تا به حال)
- دارای
حسن معاشرت با خاكيان و ماكيان
- به جا
آوردن "رضا ساكی" و "حامد مراديان" از روی صدایشان، با اين كه رديف
جلويی نشسته بودم
- طرف
مشورت قرار گرفتن با اين و آن
- قدم زدن
در مغازه "علی دايی" و قيمت كردن اجناس آنور آبی موجود در
آن
- حفظ و
فراموش كردن تلفن منزل "مهران دوستی"
- مفتخر
به رعايت شؤون لازم هنگام استفاده از توالت همگانی
- دارای
قدرت تشخيص سينك نبودن صدا و تصوير در برنامههای تلويزيون و حتی راديو
- با جنبه
لازم به
يادآوری نيست كه حق هرگونه بهروزرسانی، تجديد، تمديد و تمجيد افتخارات
احتمالی، نزد مفتخر مذكور، شديداً محفوظ بوده و به هيچ وجه قابل
پیگيری نمیباشد. |